4.عفونت

عفونت مرحله ای است که در آن دکترها یک نوع بیماری را تشخیص می دهند اما علت آن را نمی دانند. در این مرحله برای شخص مسموم مشخص می شود که بدنش دچار مسئله شده است زیرا دیگر درد را حس می کند. طی این مرحله دستگاه دفع بسته می شود. جریان انرژی که معمولا برای دفع مواد مصرف می شود نیز سد می گردد و بدن این انرژی را درجاهای دیگری به کار می گیرد که مقداری از سموم موجود را بیرون بریزد و درصد سم را قابل تحمل کند. اگر همه بدن به وسیله این فضولات صدمه بیند و در اعمال حیاتی آن نقص به وجود آید، استاد بزرگ یعنی بدن، این وضعیت را با درایت و کاردانی دوباره به حالت طبیعی برمی گرداند. در شرایط عفونی شدن بدن، سموم در یک قسمت مشخص برای دفع انبار شده ومناطق متعدد بدن در اثر تجمع این سموم دچار عفونت می شوند. مانند؛ عفونت روده کور، لوزه ها، کبدو کلیه ها. تمام این عفونت ها را با نام بافت ها یا اندام هایی مشخص می کنیم که در آن ها ظاهر شده و موجب درد شده است. این عفونت ها را بیشتر با اضافه کردن itis به آخر نام قسمت درگیر، مشخص و نام گذاری می کنند. مانند؛ Rhinitis (زکام)، Tonsilitis ( عفونت لوزه ها)،   Hepatitis ( عفونت کبد) یا Bronchitis و غیره.

این بیماری ها به این علت به وجود می آیند که بدن اندام مشخصی را برای انبار کردن مواد سمی خود انتخاب کرده تا در شرایط مناسب آن ها را بیرون بریزد. شخصی که دچار آسم می شود، بدن او برونش ها را برای بیرون راندن مواد سمی انتخاب کرده است. این حالت مزمن است زیرا مرتب تکرار می شود. اگر شخص دائم بدن خود را با مواد سمی پر کند، بدن او سعی می کند که با اضافی را به وسیله برانش ها و کیسه های هوایی شش ها بیرون بریزد. عفونت با تب کردن بحران درونی بدن را گوشزد می کند که باید جدی و خطرناک تلقی شود. بدن و فقط اوست که از مکانیسم تب برای بیرون ریختن قسمتی از سموم خود استفاده می کند. این حالت گواه است که بدن بیش از اندازه معمول فعال شده و به دست و پا افتاده تا محیط را برای خود قابل تحمل کند و این همه تلاش و تقلا فقط برای نجات خود از شرایط خطرناک است. هنگامی که بدن کارش را استادانه انجام دهد، سلامتی و شفا را به ارمغان می آورد. انرژی زیادی که بدن برای تولید تب مصرف می کند، به انرژی ذخیره شده لطمه وارد کرده و آن را با کمبود انرژی مواجه می سازد. بدن مقداری از این انرژی را برای هضم مواد خورده شده نیاز دارد، مقداری را برای بازی، همچنین انجام کارهای روزانه، فکر کردن و…، پس تب کردن یک جریان شفادهند است. مانع تب شدن، مانند این است که با مشت روی سر یک شخص مست بکوبیم و از او بخواهیم که دست از جنگ بردارد. مثلا در بیماری زکام یاگریپ، به بیمار داروهای شیمیایی مانند آنتی بیوتیک و در سر این اقدامات خود درمانی بدن می کوبند، در نتیجه خروج سموم قطع می شود و درجه عفونت بالا می رود. در این شرایط معمولا شش ها که نه تنها با سموم داخلی بلکه به طور مداوم با سموم بیرونی نیز در رابطه هستند، وارد صحنه می شوند. وقتی نیروی حیاتی بدن دچار نقصان شده باشد، شش ها نیز دچار عفونت می شود.

عفونت چهارمین مرحله یک بیماری است که در آن بدن به شدت سعی می کند تا تعادل خود را حفظ نماید. وقتی که بدن دچار صدمه های اساسی شده باشد و نتواند محیط داخلی را برای خود متعادل و معمولی کند، بیماری وارد مرحله پنجم می شود که در این حالت تمام بدن دچار مسمومیت می شود که ما آن را با نام زخم شدن می شناسیم.

84 بازدید

فروشگاه کتاب

blank
فهرست